به یاری صاحب وبلاگ باز دوباره به صحنه آمدم
--------------------------------------------------------------------------------------------
یا وران روح الله
امام موسی کاظم ( ع ) :
«« رَجُلٌ مِن اَهلِ قُم یَدعُو النَّاسَ اِلَی الحَقِّ ، یَجتَمِعُ مَعَهُ قَوم قُلُوبُهُم کَزُبُرٍ الحَدیدِ لا تَزُلّهُمُ الریِّاحُ وَ العَواصِفُ وَ لا یَمَلّونَ مِنَ الحَربِ وَ لا یَجبُنُون وَ عَلَی اللّهِ یَتَوَکَّلونَ وَ العاقِبَةُ لِلمُتَّقینَ »»
مردی از اهل قم مردم را به سوی حق فرا می خواند . گروهی بر گرد او جمع می شوند که قلبهایشان همچون آهن مستحکم است . باد و طوفان حوادث آنان را متزلزل نسازد ، از جنگ ملول و خسته نشوند و به خود ترس و هراس راه ندهند . توکل ایشان بر خداست و سر انجام کار از آن پرهیزکاران است .
علامه مجلسی ، بحار الانوار ، ج 60 ، ص 216
بشارت باد بر یاران خمینی
تمام ویژگی های اشاره شده در این حدیث نورانی بر حضرت امام خمینی ( ره ) و یاوران و بسیجیان جان بر کف او منطبق است . او مردی از اهل قم است . امیر المومنین علی ( ع) اهل قم را چنین توصیف می فرمایند :
" اهل رکوع و خشوع وسجود ، اهل قیام و صیام ، فقیه و دانشمند و اهل فهم ، اهل دین و ولایت ، اهل عبادت و اطاعت ، "
و به حق تمام ویژگی های ذکر شده به نحو کمال در پیر جماران ، حضرت روح الله ( ره ) تجلی یافته بود و همینک در وجود جانشین شایسته او ، حضرت سید علی حسینی خامنه ای بروز و تجلی کامل یافته است .
یاران او نیز ویژگی های منحصر به فردی دارند : » قلوبشان همچون پاره های آهن مستحکم ، استواری و استقامت در برابر طوفان سهمگین حوادث ، خسته نشدن از جهاد در راه خدا ، دوری از هر گونه ترس و هراس ، توکل بر خداوند «
تمام ویژگی های ذکر شده ، به حق در وجود یاران و مریدان خمینی کبیر ( ره ) به اوج تجلی رسیده است . چه یاران او که از ابتدای قیام 42 به او پیوستند و چه یارانی که در طول مسیر طاقت فرسای قیام و انقلاب و 8 سال دفاع مقدس در رکاب او پا بر جا ماندند و چه یارانی که هم اکنون با استواری و استقامت تمام خلف صالح او را یاری می نمایند .
علامه مجلسی ، بحار الانوار ، ج 60 ، ص 228
نوشته شده توسط اکبر جزینی در شنبه شانزدهم خرداد 1388 ساعت 10:24 موضوع | لينک ثابت
وقت ظهور امام مهدي(عج) براي هيچكس جز خداوند متعال معلوم نيست، و كساني كه وقت ظهور را تعيين ميكنند، دروغگو شمرده شدهاند. ولي علايم و نشانههاي بسياري براي ظهور آنحضرت در كتابهاي حديث ثبت شده است كه ذكر تمام آنها مجال مفصل لازم دارد. علائم ظهور به دو دستة كلّي تقسيم ميشوند: علائم حتمي و علائم غيرحتمي. چنانكه فضيلبن يسار از امام باقر(ع) روايت كرده كه فرمود: نشانههاي ظهور دو دستهاند: يكي نشانهاي غيرحتمي و ديگر نشانههاي حتمي، خروج سفياني از نشانههاي حتمي است كه راهي جز آن نيست؟ منظور از علائم حتمي آن است كه به هيچ قيد و شرطي مشروط نيست و قبل از ظهور بايد واقع شود، و مقصود از علايم غيرحتمي آن است كه حوادثي به طور مطلق و حتم از نشانههاي ظهور نيست. بلكه مشروط به شرطي است كه اگر آن شرط تحقق يابد مشروط نيز محقّق است. علائم غيرحتمي بسيارند كه در بيان آنها به يك روايت، از امام صادق(ع) اكتفا ميكنيم. امام صادق(ع) براي يكي از ياران خود علائم آخر الزمان را چنين بر ميشمرند: 1) حق بميرد و طرفدارانش نابود شوند. 2) ظلم و ستم فراگير شده است. 3) كارهاي بد آشكار شده و از آن نهي نميشود. 4) بچهها به بزرگان احترام نميگذارند. 5) قطع پيوند خويشاوندي شود. 6) انسانها اموال خود را در غير اطاعت خدا مصرف ميكنند و كسي مانع نميشود. 7) كسي كه امر به معروف ميكند خوار و ذليل است. 8) همسايه، همسايه خود را اذيت ميكند. 9) سوگندهاي دروغ به خدا بسيار گردد. 10) ستم و تجاوز شايع شده است. 11) نماز را سبك شمارند. 12) همّ و هدف مردم شكم و شهوتشان است. و امّا علايم حتميالوقوع: امام صادق(ع) فرمود: پيش از ظهور قائم(عج) پنج نشانه حتمي است: يماني، سفياني، صيحه آسماني، قتل نفس زكيّه، و فرو رفتن در بيابان. اينها اجمالي از علائم ظهور امام زمان(عج) است كه بيان شد. از پيامبراكرم(ص) نيز روايت شده است كه فرمود: ده چيز است كه پيش از قيامت حتماً به وقوع خواهد پيوست: سفياني، دجال، دخان، دابّه، خروج قائم، طلوع خورشيد از مغرب، نزول عيسي، خسوف در مشرق، خسوف در جزيره العرب، و آتشي كه از مركز عدن شعله ميكشد و مردم را به سوي بيابان محشر هدايت ميكند... اين بود مختصري از علائم و نشانههاي ظهور. براي اطلاعات بيشتر در اين زمينه ميتوانيد به كتابهاي كمالالدّين و تمام النعمه و كتاب غيبت نعماني و بحارالانوار، جلد 52 و كتاب غيبت شيخ طوسي مراجعه نمائيد.
نام امام زمان(عج) در قرآن
عده اي مي گويند چرا نام امام زمان (ع) صريحاَ درقران برده نشده است. پاسخ اين است كه گويا معرفي اولياء الهي كه امت بايد از آنها پيروي كند فقط يك راه دارد و آن اين است كه نام آنان در كتاب آسماني برده شود ، در صورتي كه اگر به خود قرآن مراجعه كنيم خواهيم ديد ، كه قرآن به سه طريق شخصيتهاي الهي را معرفي نموده است . 1 ـ معرفي با اسم پيامبر گرامي در انجيل از طريق اسم براي آيندگان معرفي شده است. الف : و مبشراَ برسول ياتي من بعدي اسمه احمد (صف / 6) ب : يا داوود انا جعلناك خليفه في الارض ( صف / 26 ) ج : و ما محمد الا رسول قد خلت من قبله الرسل (آل عمران / 144) 2 ـ معرفي با عدد الف : ولقد اخذ الله بني اسراييل و بعثنا منهم اثني عشر نقيباً (مائده / 12) ب : و اختار موسي قومه سبعين رجلاَ لميقاتنا (اعراف/155) 3 ـ معرفي با صفت كه يكي از طرق معرفي شخصيتهاي الهي است و وجود مبارك امامان (ع) از اين طريق نيز معرفي شده اند. الف:الذين يتبعون الرسول النبي الذي يجدونه مكنوناَ عندهم في التوراه و الانجيل يامرهم بالمعروف و ينههم عن المنكر . . . (اعراف / 157) كه در اين آيه حضرت محمد (ص) با صفات دهگانه معرفي شده است. ب : اطيعوا الله و اطيعوا الرسول و اولي الامر منكم (نساء / 59) نتيجه اينكه اگرنام حضرت مهدي (ع) در قرآن نيست ولي صفات و خصوصيات حكومت او در قرآن وارد شده است، اصولاَ قرآن در معرفي افراد ، مصالح عالي را درنظر مي گيرد گاهي ايجاب مي كند كه افراد را با نام معرفي نمايد و گاهي مصالح ايجاب مي كند كه تنها به صفات افراد بپردازد چنان كه درباره حضرت مهدي (ع) است. آياتي كه در سوره صف و توبه ـ از انتشار و گسترش اسلام در سطح جهاني نويد مي دهد ، مانند ـ ليظهره علي الدين كله ـ اشاره به تشكيل حكومت است زيرا به تصريح مفسران اين آيه كه پيشگويي ازگسترش فراگيروهمه جانبة اسلام درسطح جهان است ، هنوز تحقق نپذيرفته است. و آيه: و لقد كتبنا في الذبور من بعد الذكر ان الارض يرثها عبادي الصالحون ـ اين آيه نويد مي دهد كه صالحان ، وارثان زمين خواهند بود و حكومت جهان را به دست خواهند گرفت و به اتفاق تاريخ بشر ، هنوز اين وعده الهي تحقق نيافته است. و آيه ـ قل أرايتم ان اصبح ماؤكم غوراَ فمن ياتيكم بماء معين (ملك،30) در رواياتي كه از ائمه اهل بيت (ع) به ما رسيده اين آيه به ظهور حضرت مهدي (ع) و عدل جهان گستر او تفسير شده است . از جمله در حديثي از امام باقر (ع) در تفسير اين آيه مي خوانيم : نزلت في الامام القائم (ع) يقول ان اصبح امامكم غائباَ منكم،... و الله ما جاء تأويل هذه الايه و لابد ان بحين تا ويلها . فرمود: اين آيه درباره امامي نازل شده است كه قيام به عدل الهي مي كند . . . به خدا سوگند تأويل اين آيه نيامد و سرانجام خواهد آمد بنابراين مسئله مهم ، بيان خصوصيات ديگر آن حضرت است كه افراد دل آگاه با شناخت آنها ، مهدي واقعي را از مدعيان قلابي مهدويت باز شناسند ، بخشي از اين خصوصيات در قرآن آمده كه اشاره شد به آن آيات و بخشي ديگر در اخبار و روايات آمده است.
ازدواج امام زمان(عج)
اگرچه از ظاهر بعضي روايات و ادعية معصومين، چنين استنباط شده كه آن حضرت داراي همسر و اولاد ميباشد، امّا برخي روايات كه داراي درجة اعتبار نيز هستند به فرزند نداشتن آن حضرت تصريح دارند.
به هر تقدير، اگر چه همسر و فرزند داشتن آن حضرت محتمل است، امّا به روايت معتبري كه موجب اطمينان باشد دست نيافتيم، و دنبال نمودن اين موضوع لزومي ندارد، زيرا آنچه مسلّم است اينكه امام زمان(عج) در حال حيات و در غيبت كبري بسر ميبرند و هر موقع كه خداوند متعال اراده نمايد آن حضرت ظهور ميكنند و وظيفه ما در عصر غيبت، عمل به وظايف ديني و دعا جهت تسريع در امر فرج آن حضرت ميباشد.
تعيين زمان ظهور
احدي از زمان ظهور حضرت مهدي(ع) اطلاعي ندارد جز ذات اقدس پروردگار و خود حضرت مهدي(ع) وهر كس در اين زمينه مدت و زماني را معين كند يقينا كذب محض و نسبت ناروا دادن به خداوند خواهد بود و در روايات متعددهاي ائمه ما وقـّاتون( کسانی که برای ظهور، زمان تعيين می کنند) را تكذيب و آنها را لعن فرموده و به شيعيان نيز دستور تكذيب و لعن آنها را داده اند.
منبع: مركز علمي تحقيقاتي دارالعرفان
نوشته شده توسط اکبر جزینی در یکشنبه چهاردهم مهر 1387 ساعت 10:1 موضوع | لينک ثابت

دلگرمي به رحمت حضرت حق انسان را از گناه و معصيت بيزار مي كند .هيچ مادرى در جهان هستى ، فرزند خود را گنهكار نزاييده ، و كودك رحم را عاصى و خطاكار به دنيا نياورده .كودك در حالى قدم به عرصه گاه حيات مى گذارد كه از علم و دانش و تفكر و انديشه خالى است ، و از آنچه در اطرافش مى گذرد كاملا بى خبر است .طفل وقتى وارد فضاى اين جهان مى شود ، جز گريه كردن و مكيدن شير چيزى نمى داند ، آن هم از گريه و مكيدن شير در لحظات اول در عين اينكه ناله مى زند و شير مى خورد غافل است . غرايز و احساسات و شهوات او به تدريج وارد ميدان فعاليت مى شود ، و آنچه را بايد براى برپا كردن خيمه ى حيات تعليم بگيرد ، از اطرافيان خود و فعل و انفعالات طبيعى ياد مى گيرد .هم چنانكه بدن او در طول زندگى در معرض انواع بيماريها قرار مى گيرد ، فكر و روحش ، و نفس و قلبش نيز در معرض خطا و اشتباه مى رود و در عمل و اخلاق مبتلاى به گناه مى گردد ، بنابراين گناه همچون بيمارى بدن عارضى است نه ذاتى .بيمارى بدن و جسم او با دارويى كه طبيب تجويز مى كند معالجه مى شود ، فكر و روح و نفس بيمارش نيز با اجراى دستورات حضرت حق درمان مى پذيرد .گنهكار با عرفان به وضع خويش ، و معرفت به حلال و حرام خدا ، با رجوع به طبيب روحانى و دستور العمل گرفتن از او ، براى توبه از گناه آماده مى شود ، و با اميد و دلگرمى به رحمت حضرت حق از عرصه ى گناه بيرون مى آيد ، و همچون روزى كه از مادر متولد شده پاك مى گردد .گنهكار نمى تواند ادعا كند نمى توانم توبه كنم ، زيرا كسى كه قدرت بر گناه دارد ، بدون شك قدرت بر توبه هم دارد .آرى انسانى كه توانايى بر خوردن و آشاميدن ، رفتن و آمدن ، گفتن و شنيدن ، ازدواج و كسب و كار ، ورزش و رياضت ، مسافرت و معاشرت و زور آزمايى دارد ، و اگر طبيبى به خاطر بيمارى خاصش او را از بسيارى از غذاها و نوشيدنيها پرهيز دهد ، او از ترس ريشه دار شدن بيمارى با كمال قدرت از خوردن آن غذاها و نوشيدنيها خوددارى مى كند ، مى تواند از گناهانى كه به آن دچار است بپرهيزد ، و از معصيت هايى كه به آن گرفتار است خوددارى نمايد .عذر هيچ گنهكارى در عدم قدرت بر توبه در پيشگاه حضرت حق قابل قبول نيست ، اگر قدرت بر توبه براى اهل گناه نبود ، از جانب خداوند دعوت به توبه و انابه نمى شدند .گنهكار بايد اين حقيقت را باور كند كه در هر شرايطى ، و در هر موقعيتى قدرت بر ترك گناه را دارد ، و بر اساس آيات قرآن خداوند مهربان و توبه پذير ، توبه اش را قبول مى كند و گناهانش را گرچه به عدد ريگ بيابان باشد ، در معرض عفو و مغفرت و رحمت قرار مى دهد ، و پرونده ى سياهش را به سپيدى چشم پوشى از همه ى گناهانش آراسته مى كند .گنهكار بايد اين معنا را آگاه باشد كه اگر به ترك گناه و شستشوى درون و برونش برنخيزد ، و عصيان و خلافش را ادامه بدهد خداوند او را به اشد عذاب دچار مى نمايد ، و جريمه و عقوبت سنگينى را بر او بار خواهد كرد .خداى بزرگ در قرآن مجيد بدين گونه خود را معرفى مى كند : غَافِرِ الذَّنْبِ وَقَابِلِ التَّوْبِ شَدِيدِ الْعِقَابِ . . . .
خداوند ، بخشنده ى گناه ، و پذيرنده ى توبه ى گنهكار ، و داراى عقابى شديد است .امام معصوم در دعاى افتتاح بدين صورت خداوند را معرفى مى نمايد :وَاَيْقَنْتُ اَنَّكَ اَرْحَمُ الرَّاحِمِينَ فِى مَوْضِعِ الْعَفْوِ وَالرَّحْمَةِ ، وَاَشَدُّ المُعَاقِبِينَ فِى مَوْضِعِ النَّكالِ وَالنَّقِمَةِ يقين و باور دارم كه تو مهربانترين مهربانانى در جاى عفو و رحمت ، و شديدترين عقاب كنندگانى در محل عقاب و انتقام .خداوند مهربان در قرآن مجيد به گنهكاران اعلام نموده :
قُلْ يَا عِبَادِيَ الَّذِينَ أَسْرَفُوا عَلَى أَنفُسِهِمْ لاَ تَقْنَطُوا مِن رَحْمَةِ اللَّهِ إِنَّ اللَّهَ يَغْفِرُ الذُّنُوبَ جَمِيعاً إِنَّهُ هُوَ الْغَفُورُ الرَّحِيم . به بندگانم ، آنان كه بر خود اسراف كردند بگو از رحمت خدا نااميد نباشيد ، خداوند تمام گناهان را مى آمرزد ، همانا او آمرزنده ى مهربان است .بنابراين با توجه به توبه پذيرى حق و قدرتى كه گنهكار بر ترك گناه دارد ، و آياتى كه در قرآن به گنهكار ، مژده ى عفو و رحمت مى دهد ، براى اهل گناه در ترك گناه هيچ عذرى باقى نيست ، به همين خاطر بر گنهكار توبه از گناه واجب فورى و واجب اخلاقى و واجب عقلى است .گنهكارى كه به توبه برنخيزد ، و به جبران گذشته اقدام ننمايد ، و درون و برون را از گناه پاك نكند ، چنانكه در دنيا در پيشگاه پاكان و عقل و وجدان و حكمت و منطق محكوم است ، در آخرت در پيشگاه حضرت حق به طريق اولى محكوم است . چنين گنهكارى در قيامت با اندوه و حسرت ، و ندامت و پشيمانى فرياد مى زند : لَوْ أَنَّ لِي كَرَّةً فَأَكُونَ مِنَ المُـحْسِنِينَ . كاش براى من زمينه ى بازگشتى به دنيا بود تا از نيكوكاران مى شدم !خداوند در جوابش مى گويد :بَلَى قَدْ جَاءَتْكَ آيَاتِي فَكَذَّبْتَ بِهَا وَاسْتَكْبَرْتَ وَكُنتَ مِنَ الْكَافِرِينَ . آرى ، محققاً آيات من براى دستگيرى و هدايتت به تو رسيد ، تو آنها را تكذيب نمودى و راه سركشى از دستورات من را پيش گرفتى ، و تو از ناسپاسان بودى .در آن روز است كه براى نجات گنهكار ، عوضى به جاى دين و عمل از او قبول نمى كنند ، و بر پيشانى وجود او مهر محكوميت مى زنند .وَلَوْ أَنَّ لِلَّذِينَ ظَلَمُوا مَا فِي الاَْرْضِ جَمِيعاً وَمِثْلَهُ مَعَهُ لاَفْتَدَوْا بِهِ مِن سُوءِ الْعَذَابِ يَوْمَ الْقِيَامَةِ وَبَدَا لَهُم مِنَ اللَّهِ مَا لَمْ يَكُونُوا يَحْتَسِبُونَ . اگر اهل ستم تمام آنچه را در زمين است و همانند آن را در اختيار داشته باشند ، هر آينه همه را فدا كنند تا از عذاب سخت قيامت برهند ، ( ولى چنين چيزى نخواهد شد ) و از جانب حق براى آنان برنامه هايى آشكار گردد كه گمان نمى بردند .اميرالمؤمنين علي (عليه السلام) در دعاى كميل ، در اينكه در دنيا و آخرت گنهكار را در عدم توبه هيچ عذرى در پيشگاه حق نيست ، و خدا را نسبت به گنهكار حجت كامل و تمام است مى گويد :فَلَكَ الحُجَّةُ عَلَىَّ فِى جَمِيعِ ذَلِكَ وَلاَ حُجَّةَ لِى فِيمَا جَرى عَلَىَّ فِيهِ قَضَاءُكَ . . . تو را بر من در تمام آنچه از خطا و معصيت و گناه و هوا و هوس و متابعت از شيطان گذشته حجت است ، و براى من در آنچه كه قضايت بر آن جارى شده هيچ گونه حجتى نيست .
برگرفته ازكتاب توبه آغوش رحمت
نوشته شده توسط اکبر جزینی در چهارشنبه ششم شهریور 1387 ساعت 9:44 موضوع | لينک ثابت

امام صادق ( ع ) : مَن آمَنَ بِنا وَ صَدَّقَ حَديثَنا وَنتَظَرَ اَمرَنا كانَ كَمَن قَتِلَ تَحتَ رَايَة القائم ؛ آنكه به ما ايمان آورد و سخن ما را تصديق نمايد و منتظر فرج امر ما باشد ؛ همچون كسي است كه زير پرچم قائم به شهادت برسد .
علامه مجلسي \ بحار الانوار \ ج 52 \ ص122
شهادت زير پرچم امام زمان
رمز سعادت و موفقيت شيعيان در آخرالزمان ؛ ايمان و باور قلبي به حقانيت اهل بيت ( ع ) و پايبندي عملي به مرام و مسلك ايشان است . روح انتظار ؛ اگر با پيروي عملي از سيره آن بزرگواران همراه شود ؛ سالك را به مجاهدي شكست ناپذير تبديل خواهد ساخت كه فضيلت شهادت و مجاهدت در ركاب امام زمان ارواحنافداه براي او ثابت خواهد بود .
آري ؛ راز پيروزي در سيره و سلوك به سوي حق و رمز ايمني از آفات دنيا و آخرت ؛ تمسك عملي به سيره اهل بيت و تقويت رابطه قلبي و روحي با آن بزرگواران است .
توجه مداوم به وجود مقدس امام زمان ارواحنا فداه و ايمان و باور قلبي به ظهور فرخنده او ؛ ما را مشمول عنايت هاي ويژه و دعا هاي خالصانه حضرتش مي گرداند و در حقيقت ؛ قطره ناچيز وجود ما را به اقيانوسي بي كران از عظمت ؛ نورانيت ؛ قدرت و معنويت متصل مي گرداند و همچون سپري فولادين ؛ ما و جامعه ما را در مقابل تمام آلودگي هاي اخلاقي و فساد هاي اجتماعي مصون و محفوظ مي دارد.
نوشته شده توسط اکبر جزینی در دوشنبه چهارم شهریور 1387 ساعت 9:13 موضوع | لينک ثابت

امام موسي بن جعفر ( ع ) :
« قُم عُشٌ آلِ مُحَمّد وَ مآوي شِيعَتِهِم، وَ لكِن سَيُهلَكَ جَماعَهٌ مِن شَبابِهِم بِمَعصِيَةِ آبائِهِم وَ الّاسِتِخافِ وَ السُّخريَّةِ بكُبرائِهِم وَ مَشايِخِهِم ، وَ مَعَ ذَلكَ يَدفَعُ اللَّهُ عَنهُم شَرَّ الاعادِي وَ كُلّ سُوء ؛ قم ، آشيانه آل محمد ( ص ) و پناهگاه شيعيانشان است . ولكن گروهي از جوانانشان به سبب معصيت پدرانشان و تحقير و مسخره كردن بزرگان و پيشوايانشان هلاك مي شوند . در عين حال خداوند شر دشمنان و هر گونه بدي را از ايشان دفع مي كند .
« علامه مجلسي ، بحار الانوار ، ج 60، ص 214 »
آسيب شناسي جوانان قم
از آنجا كه اهل بيت عليهم السلام ، قم را حرم و كاشانه خويش مي دانسته اند ، نسبت به مردم قم و به ويژه جوانان قم ، حساسيت نشان داده و به آسيب شناسي مردم و جوانان قمي پرداخته اند . از سوئي عموم مردم قم را از « خيانت در حق يكديگر »بر حذر داشته اند و از سوي ديگر جوانان قمي را نسبت به دو آسيب هشدار داده اند : 1 - معصيت و گناهكاري پدرانشان 2 - تحقير بزرگان و مسخره كردن پيشوايانشان .
جوانان قم ، بايستي بسيار هشيار و مراقب باشند تا از اين دو عرصه خطر خيز ضربه نخورند . از يك سو مراقب باشند تا مبادا « بي مبالاتي پدرانشان نسبت به حقوق واجب ديني از جمله خمس و زكات » و نيز « بي توجهي پدرانشان نسبت به در آمد پاك و آوردن لقمه حلال به خانه » آنان را به هلاكت اندازد و از سوي ديگر به هوش باشند كه در همه حال احترام و حرمت بزرگان خويش را حفظ نمايند تا مبادا فراواني نعمت علم و عالم در شهر مقدس قم ايشان را به كفران نعمت وادارد و خداي نا كرده به تحقير و تمسخر اهل علم بكشاند .
آري جوانان قمي اگر قدر خود و نعمت هائي را كه خداوند به ايشان ارزاني داشته است ، بدانند و قدري به مواظبت و مراقبت از رفتار و گفتار خويش همت گمارند ، از بهترين ياوران امام زمان عليهم السلام خواهند بود و به ياري خداوند خواهند توانست نقش مالك اشتر ها را براي امام زمانشان ايفا نمايند .
انشاء الله
نوشته شده توسط اکبر جزینی در دوشنبه بیست و ششم فروردین 1387 ساعت 8:14 موضوع | لينک ثابت

![]()
![]()
![]()






امام صادق ( ع ) : « مَا مِن يَومٍ نَيروزٍ اِلاّ وَ نحنُ نَتَوَُقَعُ فيهِ الفَرَجَ ، مِن ايّامٍ شيعَتِنا ؛ هيچ نوروزي نيست مگر آن كه ما در آن منتظر فرج ( و ظهور مهدي موعود عليه السلام ) هستيم و اين از آن روست كه نوروز از روزهاي ( مقدس ) ما و شيعيان ما است .
ميرزا حسين نوري ، مستدرك الوسائل ، ج 6 ، ص 352
آداب اسلامي نوروز
نوروز ، از اعياد مورد تائيد اسلام است كه براي آن در روايات اسلامي آداب مخصوصي بيان شده است . در حقيقت ، اسلام خواسته است كه آدمي همراه و همگام با طبيعت ، در خود تغيير و تحولي اساسي ايجاد نمايد و در اين عرصه از زمين و زمان عقب نيفتد . همان گونه كه با فرا رسيدن نوروز زمين زنده و زمان نو مي شود ، جسم و جان آدمي نيز مي بايست در مسير بندگي خداوند طراوت ، نشاط ، شادابي و زندگي تازه اي يابد . بهترين اعمالي كه اين طراوت و سر زندگي را در روح و جان آدمي مي دمد و شادابي و نشاط را براي او به ارمغان مي آورد ، خلاصه وار عبارتند از :
1 - برقراري ارتباط خالصانه با خالق هستي
2 - تقاضاي تغيير در رفتار و گفتار و تمام احوال با دعاي تحويل سال
3 - صله رحم و ديد و بازديد آشنايان با نيت الهي
4 - هديه دادن به يكديگر
5 - پاكيزگي و آراستگي
6 – غسل
7 - پوشيدن بهترين لباسها ؛ چنانچه امام صادق ( ع ) مي فرمايند : با فرا رسيدن نوروز ، غسل كن و پاكيزه ترين لباس هايت را بپوش .
شيخ حر عاملي ، وسائل الشيعه ، ج 5 ، ص 288

نوشته شده توسط اکبر جزینی در سه شنبه بیست و هشتم اسفند 1386 ساعت 10:36 موضوع | لينک ثابت

تشرف حسن بن مثله جمكراني
شيخ بزرگوار ، حسن بن مثله جمكراني رضوان الله تعالي عليه مي گويد : « شب سه شنبه هفدهم ماه مبارك رمضان سال 393 ه . ق در خانه ام خوابيده بودم . پاسي از شب گذشته بود كه نا گاه جمعي به در منزلم آمدند و مرا از خواب بيدار كردند و گفتند : برخيز و دعوت امام زمانت حضرت صاحب الزمان ( عج ) را اجابت كن كه اينك تو را خواسته اند »
با شتاب برخواستم و آماده شدم ، وقتي از منزل خارج شدم عده اي از بزرگان را ديدم كه منتظرم بودند . سلام كرده و عرض ادب و آنان نيز خوش آمد گفتند . بعد مرا تا جائي كه اكنون محل مسجد جمكران است ، رساندند .
وقتي خوب نگاه كردم ، ديدم در فضائي نوراني تختي گذاشته شده و فرشي نيكو بر آن پهن گشته و بالش هاي زيبائي روي آن گذاشته شده است . جواني نيكو صورت كه سي ساله مي نمود ، روي آن تخت نشسته و بر بالشي زيبا تكيه زده بود . پير مردي در محضرش نشسته و كتابي در دست گرفته و برايش مي خواند . حدود شصت نفر با لباسهاي سفيد و سبز گردا گرد او نماز مي خواندند .
آن پير مرد كه حضرت خضر ( ع ) بود ، مرا امر به نشستن نمود . امام زمان ، حضرت بقية الله الآعظم ارواحنا فداه مرا به نام صدا زدند و فرمودند : برو به حسن بن مسلم بگو : چند سال است كه تو اين زمين را آباد مي كني و مي كاري و ما آن را خراب مي كنيم ، اينك پنج سال است كه در اين زمين غاصبانه كشت مي كني . امسال نيز دوباره از سر گرفته اي و مشغول آباد كردنش گشته اي ؛ ولي ديگر اجازه نداري در اين زمين كشت كني و نيز بايد هر استفاده اي كه از آن برده اي ؛ بر گرداني ، تا در اين محل مسجدي بنا كنند . " و به حسن بن مسلم بگو : اينجا زمين شريفي است و حق تعالي آن را بر گزيده و بر زمينهاي ديگر شرافت بخشيده است ، در حالي كه تو آن را تصاحب كرده و به زمين خودت ملحق كرده اي . خداي تعالي به كيفر كردارت دو پسر جوانت را از تو گرفت ؛ اما تو متنبه نشدي و اينك اگر كاري كه دستور داده ايم ، انجام ندهي ؛ حق تعالي تو را به گونه اي كه خودت نفهمي، كيفر خواهد داد .
حسن بن مثله مي گويد ، عرض كردم : سيدي و مولاي ! براي مطالبي كه فرموديد ، نشانه و دليلي قرار دهيد ؛ چون اين مردم پيغام بدون نشان و دليل را قبول نخواهند كرد . حضرت فرمودند : انا نسعلم هناك علامة ؛ ما علامتي در اينجا قرار خواهيم داد تا شاهد صدق تو باشد . تو برو و پيغام ما را برسان و به نزد سيد ابوالحسن برو و بگو به همراه تو بيايد و آن مرد را حاضر كند و استفاده هاي چند سال اي را كه از اين زمين برده است ، از او بگيرد و به مردم بدهد تا بناي مسجد را شروع كنند . كسري هزينه آن را از رهق كه در ناحيه اردهال است و ملك ماست بياورد و مسجد را تمام كند . ما نصف ملك رهق را براي اين مسجد وقف كرديم تا هر ساله درآمد آن را بياورند ، صرف ساختمان اين مسجد كنند . به مردم نيز بگو : با شوق و اشتياق به اين مكان رو آورند و آن را گرامي بدارند و در اينجا چهار ركعت نماز بخوانند ، دو ركعت به قصد تهيت مسجد و در هر ركعت آن يك حمد و هفت قل هو الله و در ركوع و سجود ، هفت مرتبه تسبيح بگويند ؛ دو ركعت ديگر را به نيت نماز صاحب الزمان ( عج ) به جا آورند ؛ بدين صورت كه به هنگام قرائت سوره حمد ، وقتي به اياك نعبد و اياك نستعين رسيد ، آن را صد بار تكرار كند و بعد از آن حمد را تا آخر بخوانند . ركعت دوم را هم به اين ترتيب عمل كنند و ركوع و سجود را هفت مرتبه تكرار كنند ، وقتي نماز تمام شد ، تحليل ( لا اله الا الله ) بگويند و تسبيح حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليه را بفرستند . بعد از تسبيح ، سر را به سجده بگذارند و صد مرتبه بر پيغمبر و آلش صلوات بفرستند . هر كس اين نماز را بخواند ، مثل اين است كه در خانه كعبه آن نماز را خوانده باشد .
حسن بن مثله جمكراني مي گويد : من وقتي اين جملات را شنيدم ، با خود گفتم گويا محل مسجد همان است كه حضرت همينك در آن تشرف دارند . در آن هنگام حضرت به من اشاره فرمودند كه برو . مقداري از راه را كه آمدم، مرا دوباره خواستند و فرمودند : در گله جعفر كاشاني ، بزي هست كه بايد آن را بخري . اگر مردم روستا بهايش را دادند ، با پول آنها بخر ، وگر نه بايد با پول خود بخري ! فردا شب آن بز را به اين محل بياور و ذبح كن . آن گاه روز هيجدهم ماه مبارك رمضان گوشتش را بين بيماران و كساني كه مرض سختي دارند ، تقسيم كن كه خداي تعالي همه را شفا مي دهد . آن بز ابليق ( سفيد و سياه ) و داراي موهاي فراواني است و هفت علامت ديگر بر بدن او وجود دارد ؛ سه علامت در يك طرف و چهار علامت در طرف ديگر . بعد از اين فرمايشات ، به راه افتادم كه بروم ، باز مرا خواستند و فذمودند : ما تا هفت يا هفتاد روز در اينجا مي مانيم .
حسن بن مثله مي گويد : به خانه برگشتم و همه شب را در فكر بودم تا صبح شد و نماز خواندم ، بعد از اداي نماز ، سراغ علي بن المنذر آمدم و اتفاقات را برايش گفتم ، با هم تا جائي كه شب قبل رفته بوديم ؛ در آنجا گفتم: به خدا قسم ! نشان و علامت اين كه امام زمان ( ع ) اين مطالب را فرمودند ، زنجير ها و ميخ هائي است كه اينجاست . سپس به طرف منزل سيد ابو الحسن رفتيم ؛ وقتي به در منزلش رسيديم ، خدمتگذاران او را ديديم؛ آنها به من گفتند : " سيد ابوالحسن از اول صبح در انتظار توست ، اهل جمكراني ؟ " گفتم بلي ؛ همان وقت نزد سيد ابولحسن رفتم و سلام كردم به گرمي از من استقبال كردند و پيش از آن كه چيزي بگويم گفت : اي حسن بن مثله ! ديشب در عالم رؤيا شخصي به من گفت : كسي به نام حسن بن مثله از جمكران نزد تو مي آيد، هر چه گفت سخن او را تصديق كن و بر قولش اعتماد كن ، چون سخن او سخن ماست و نبايد گفته اش را رد كني . از خواب بيدار شدم و تا الآن منتظر تو بودم .
وقتي حسن بن مثله وقايع را براي سيد باز گفت ، سيد دستور داد تا اسب ها را زين كنند و وقتي به نزديكي جمكران رسيدند ، جعفر چوپان را ديدند كه گله خود را در كنار مسير مي برد . حسن بن مثله به ميان گله رفت و آن بزي را كه حضرت اوصافش را داده بودند ، در آخر گله ديد كه بطرف او مي آيد ! او هم آن بز را گرفت و خواست قيمتش را به جعفر بدهد . جعفر سوگند ياد كرد كه من اين بز را هرگز تا به امروز نديده بودم و هر طور خواستم او را بگيرم ميسر نشد تا الآن كه پيش شما آمد . آن گاه بز را به دستور حضرت به آنجا آوردند و ذبح كردند و به كمك اهالي مسجد جمكران را بنا نهادند .
از تشرف يافتگان به آن مسجد التماس دعا داريم .

نوشته شده توسط اکبر جزینی در سه شنبه بیست و یکم اسفند 1386 ساعت 11:11 موضوع | لينک ثابت

« لَقَد كانَ لَكم فِي رَسُولِ اللّه اُسوَةُ حَسَنَهٌ » همانا براي شما در سيره رسول خدا (ص ) اسوه و سر مشق نيكوئي است .
رسول اكرم ( ص ) : « اِنّ شِعتَنا مِن شِيعَّنا وَ اتَّبَعَ آثارَنا وَ اقتَدي بِاعمالِنا » شيعه ما كسي است كه از ما پيروي كند و پا جاي پاي ما بگذارد و به كردار ما اقتدا كند .
علامه مجلسي ، بحارالانوار ، ج 68 ، ص 154
پذيرش ولايت امام حسن مجتبي ( عليه السلام )
رسول خدا ( ص ) خطاب به امير مؤمنان ( ع ) : « مَن اَحَبَّ اَن يَلقَي اللّهَ عَزَّ وَ جَلّ وَ هُوَ عَنهُ راضٍ فَليَتَوَلَّ اِبنَك الحَسَنَ ؛ هر كه مي خواهد خداوند را در حالي كه خدا از او راضي است ، ملاقات نمايد ، مي بايست ولايت و سر پرستي فرزندت حسن را بر خود بپذيرد .
علامه مجلسي ، بحارالانوار ، ج 36 ، ص 296
نوشته شده توسط اکبر جزینی در چهارشنبه پانزدهم اسفند 1386 ساعت 8:12 موضوع | لينک ثابت
درباره وبلاگ

قال رسول الله ( ص ) :
افضل الاعمال الانتظار
بهترين اعمال انتظار فرج است .
نويسندگان وبلاگ با استعانت از حضرت ولي عصر (عج) سعي در شناختن و شناساندن آن حضرت را داشته و از صاحب اصلي وبلاگ توفيق اين مهم را خواستارند و از طريق كامنت و ايميل پاسخگوي سئوالات و نظرات و پيشنهادات بازديد كنندگان محترم مي باشند .
در ضمن جهت اطلاع از بروز رسانی لطفاَ عضو خبر نامه شوید.
فهرست اصلي
نويسندگان
نوشته هاي پيشين
خرداد 1388
مهر 1387
شهریور 1387
فروردین 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
دی 1378
پيوندهاي روزانه
بشارت درچه
شهردار شهرماه
پیام گل سرخ
و در ان سوی چشم انتظاری ها
حریم دل
یاورزینب
انتظار فرج
درنگ
حرف دل
خلوت دل
از خاک تا افلاک
یاس خونین
شهيد اويني
خاکریز
خیبریان
قافله نور
تصویر عشق
مدرسه عشق
چفیه یعنی
ظهور شمس
عاشقان حضور
چند قدم تا وصال
صدای سخن عشق
شهید آوینی
انصاریان
شهید مطهری
شهید باهنر
شهید بهشتی
آیت اله خامنه ای
امام خمینی
شبکه اطلاع رسانی نهج البلاغه
شبکه اطلاع رسانی قرآن کریم
تشرفات
یا ابا صالح المهدی عج
صالحین
دوستداران حضرت مهدی
شکوفه یاس
خدا دوستت دارم
یوسف زهرا
نسیم ظهور
بیا مهدی شب هجران سحر کن
مهدی فاطمه
آل یس
بیقرار ظهور
سرزمين نور
امام حاضر
غروب شد بیا
آخرالزمان و ظهور مهدی عج
همنوای یوسف زهرا ( س )
یاس زهرا ( س )
هر چه مي خواهد دل تنگت بگو
جستجو در گوگل
نظرات اصلاحي
جهت اطلاع از به روز رساني عضو شويد
آمار وبلاگ و افراد آنلاين
پرينت